ابریست که خون دیده بارد غم تو، زهریست که تریاق ندارد غم تو

ابریست که خونِ دیده بارَد غمِ تو زهریست که تریاق ندارد غم تو

در هر نفسی هزار محنت زده را بی دل کند و ز دین بر آرَد غم تو