ای گل تو را اگر چه که رخسار نازکست، رخ بر رخش مدار که آن یار نازکست

ای گل تو را اگر چه که رخسارْ نازک است رخ بر رخش مدار که آن یار نازک است

در دل مدار نیز که رخ بر رخش نهی کو سرِّ دل بداند و دلدار نازک است

چون آرزو ز حد شد دزدیده سجده کن بسیار هم مکوش که بسیار نازک است

گر بیخودی ز خویش همه وقت وقتِ توست گر نی به وقت آی که اسرار نازک است

دل را ز غم بروب که خانۀْ خیالِ اوست زیرا خیالِ آن بتِ عیّار نازک است

روزی بتافت سایۀ گل بر خیالِ دوست بر دوست کار کرد که این کار نازک است

اندر خیالِ مفخرِ تبریزْ شمسِ دین منْگر تو خوار کان شهِ خون‌خوار نازک است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *