دل‌خسته و زار و ناتوانم ز غمت، خونابه ز دیده می‌بِرانم ز غمت

دل‌خسته و زار و ناتوانم ز غمت، خونابه ز دیده می‌بِرانم ز غمت

هر چند به لب رسید جانم ز غمت غمگین گردم چو باز مانم ز غمت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *