ما صحبت همدگر گزینیم، بر دامن همدگر نشینیم

ما صحبتِ همدگر گزینیم بر دامنِ همدگر نشینیم

یاران همه پیشتر نشینید تا چهرۀ همدگر ببینیم

ما را ز درونْ موافقت‌هاست تا ظن نبری که ما همینیم

این دم که نشسته‌ایم با هم مِی بر کف و گل در آستینیم

از عین به غیب راه داریم زیرا همراهِ پیکِ دینیم

از خانه به باغ راه داریم همسایۀ سرو و یاسمینیم

هر روز به باغ اندر آییم گل‌های شکفته صد ببینیم

وز بهرِ نثارِ عاشقان را دامن دامن ز گل بچینیم

از باغ هر آنچِ جمع کردیم در پیشْ نهیم و برگزینیم

از ما دلِ خویش در مدُزدید، ما دزد نِه‌ایم ما امینیم

اینک دمِ ما نسیم آن گل ما گلبنِ گلشنِ یقینیم

عالم پر شد نسیمِ آن گل یعنی که بیا که ما چنینیم

بومان ببَرَد چو بویْ بردیم مِهْ مان کند ار چه ما کِهینیم

هر چند کمین غلامِ عشقیم چون عشق نشسته در کمینیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *