من مریدِ تو ام مراد تویی، من غلامم چو کیقباد تویی

من مریدِ تو ام مراد تویی، من غلامم چو کیقباد تویی
دل مرید تو و تو را خواهد کاین درِ بسته را گشاد تویی
خاک پای تو ام ولی امروز گردم اندر هوا که باد تویی
زهد من مِیْ جهاد من ساغر، چو مرا زهد و اجتهاد تویی
گر چه من بد نهاد و بد گهرم شاکرم چون در این نهاد تویی
ور نهادی که تو کنی برداشت خوش بوَد چون همه مراد تویی
زهر باده شود چو جام تویی، ظلم احسان شود چو داد تویی
بس کنم ذکر تو نگویم بیش، ذکر هر ذکر و یاد یاد تویی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *