نسیم الصبح جد بالابتشار، و بشر حین یأتی بانتشار

نسیم الصبح جد بالابتشار، و بشر حین یأتی بانتشار
و اتحفنی لباس الجد منه، فانی من لباس الجد عاری
فقد احرقت فی صد و بعد، بنار لاتسلنی ای نار
اما تصغی الی قلب حریق، ینادی یا حذاری یا حذاری
و مما خان بی دهر قتول، و ما قدحان لی ادراک ثاری
اذا ما فیک افنی فیک احیی، اذا ما انت جاری، انت جاری
ظللت کیونس فی بطن حوت، فمذ صح الهوی کسروا فقاری
الا یا صاح انظر فی خدودی، تری اوصافه ان کنت قاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *