همه جمالِ تو بینم چو چشم باز کنم، همه شرابِ تو نوشم چو لب فراز کنم

زمان متوسط مطالعه (دو ثانیه برای هر کلمه): 6.1 دقیقه

همه جمالِ تو بینم چو چشم باز کنم، همه شرابِ تو نوشم چو لب فراز کنم

حرام دارم با مردمان سخن گفتن و چون حدیثِ تو آید سخن دراز کنم

هزار گونه بلَنگم به هر رَهَم که بَرَند، رهی که آن به سوی تو است ترک‌تاز کنم

اگر به دست من آید چو خِضْرْ آبِ حیاتْ ز خاکِ کوی تو آن آب را طراز کنم

ز خارخارِ غمِ تو چو خارچین گردم، ز نرگس و گلِ صدبرگْ احتراز کنم

ز آفتاب و ز مهتاب بگذرد نورم چو روی خود به شهنشاهِ دلنواز کنم

چو پرّ و بال برآرم ز شوقْ چون بهرام به مسجدِ فلکِ هفتمین نماز کنم

همه سعادت بینم چو سوی نحس روَم، همه حقیقت گردد اگر مجاز کنم

مرا و قوم مرا عاقبت شود محمود چو خویش را پیِ محمودِ خود ایاز کنم

چو آفتاب شوَم آتش و ز گرمیِ دلْ چو ذرّه‌ها همه را مست و عشقباز کنم

پریر عشق مرا گفت من همه نازم، همه نیاز شو آن لحظه‌ای که ناز کنم

چو ناز را بگذاری همه نیاز شوی، من از برای تو خود را همه نیاز کنم

خموش باش زمانی بساز با خمُشی که تا برای سماعِ تو چنگ ساز کنم

10 ماه قبل

مست توام نز می و نز کوکنار، وقت کنارست بیا گو کنار

زمان متوسط مطالعه (دو ثانیه برای هر کلمه): 4.7 دقیقه

مستِ توام نز مِی و نز کوکنار، وقتِ کنار است بیا گو کنار

برجِهْ مستانه کناری بگیر چون شجر و باد به وقتِ بهار

شاخِ تر از بادْ کناری چو یافت رقص درآمد چو منِ بی‌قرار

این خبر افتاد به خوبانِ غیب تا برسیدند هزاران نگار

لاله رخ افروخته از کُهْ رسید سنبلۀ پا به گُل از مرغزار

سوسن با تیغ و سمن با سپر سبزه پیاده‌ست و گلِ تر سوار

فندق و خشخاش به دست آمده نعنع و حلبو به لبِ جویبار

جدولِ هر گونه حویجی جدا تا مددی یابد از یارِ یار

کرده دکان‌ها همه حلواییان پُر شکر و فُستُق از بهرِ کار

میوه فروشان همه با طبل‌ها بر سرِ هر پشته فشانده ثَمار

لیک ز گل گوی که همرنگِ اوست جمله ز بو گو که پری است یار

بلبل و قُمریّ و دو صد نوع مرغ جانبِ باغ آمده قادم یزار

می‌زندم نرگسْ چشمکْ خموشْ خطبۀ مرغانِ چمن گوش دار

2 سال قبل