درهم شکن چو شیشه خود را، چو مست جامی، بد نام عشق جان شو، اینست نیکنامی

زمان متوسط مطالعه (دو ثانیه برای هر کلمه): 4.4 دقیقه

درهم شکن چو شیشه خود را چو مستِ جامی، بد نامِ عشقِ جان شو این است نیکنامی

پرذوق چون صراحی بنشین اگر نشینی کن کالقدح مذیقا للقوم فی‌القیام

عقلِ تو پایْ بندی عشقِ تو سربلندی، العقل فی الملام والعشق فی المدام

الدیک فی صیاح، واللیل فی انهزام، والصبح قد تبدی فی مهجهالضلام

معشوق غیرِ ما نی، مِی جز که خونِ ما نی، هم جان کند رئیسی هم جان کند غلامی

دل را کباب کردی خون را شراب کردی، یا من فداک روحی یا سیّدالانام

ز اندیشه شو پیاده تا بر خوری ز باده، من راوق قدیم مستکمل‌القوام

مستفعلن فعولن آتش مکن مجوشان زیرا کمال آمد دیگر نمانْد خامی

می‌گو تو هرچه خواهی فرمان‌روا و شاهی سلّمت یا عزیزی یا صاحب‌السّلام

باده چو باد خیزان چون پشّه غم‌گریزان لا تعذلوا السکارا افدیکم کرامی

تبریز شاد بادا ز اشراقِ شمس دینم، فالشّمس حیث تجری للمشرقین حامی

وقتت خوش ای حبیبی، بشنو بحق یاری، ارحم حنین قلبی لا تسع فی ضراری

زمان متوسط مطالعه (دو ثانیه برای هر کلمه): 3.6 دقیقه

وقتت خوش ای حبیبی، بشنو به حقّ یاری، ارحم حنین قلبی لا تسع فی ضراری

دل را مکن چو خاره، مگْزین ز ما کناره، یا منیه الفاد، دار ولا تمار

ساقیِّ خاصِ روحی در دِه مِیِ صبوحی، اللیل قد تولی و البدر فی‌التواری

ای برده هوشِ ما را یاد آر دوشِ ما را، اسقیتنا کسا صرفا علی‌الخمار

مار را خراب کردی غرقِ شراب کردی حتی بدا و افشا، ما کان فی سراری

سلطانِ خیلِ مایی لیلیّ لَیلِ مایی، یا لذهاللیالی، یا بهجهالنهار

ای سِرِّ طورِ سینا وی نورِ چشمِ بینا انت‌الکبیر فینا، فارحم علی‌اصغار

هین نوبت جنون شد مستیِّ ما فزون شد، یا مسکرالعقول یا هادم‌الوقار

شاهِ سخن‌ور آمد موجِ سخن درآمد، نحن‌الصدا نصدی، والله خیر قاری
 

غدرالعشق فزلت قدمی، مزج‌الفرقه دمعی بدمی

زمان متوسط مطالعه (دو ثانیه برای هر کلمه): 3.4 دقیقه

غدرالعشق فزلت قدمی، مزج الفرقه دمعی بدمی

و حنی‌القلب بما اورثنی، ندما فی ندم فی ندم

کره الحجب وجودی و نآی، اسفا لیت وجودی عدمی

و سقی الصب و قد اسکرنی، شرب القلب و ماذاق فمی

ای صنم لطف ترا می‌دانم، نیَم ای دوست بدان حد عجمی

ز لطیفیِّ تو،گر شکرِ ترا به دل اندیشم ترسم برمی

من که باشم که تو بر تخت جمالْ حسرتِ شاه و سپاه و حشمی

منه انگشت تو بر حرفِ کژم، من اگر حرفِ کژم تو قلمی

سبق‌الجود وجودی قدما، منک یا انت ولی‌النعم

به حقِّ جودِ وجودت که مبر ز من بی‌دل و هذا قسمی

لا تبح قتلی بالصید وصل، و اجرنی انا صید الحرم

کل عقل بوصلکم مدهش، کل خد ببینکم مخدش

زمان متوسط مطالعه (دو ثانیه برای هر کلمه): 3.0 دقیقه

کل عقل بوصلکم مدهش، کل خد ببینکم مخدش

مست گشتم ز طعنه و لافش، دُردیَش خوشتر است یا صافش

بصر العقل من جلالتکم، مثل الترک عینه اخفش

کر شوم تا بلندتر گوید هر که او دم زند ز اوصافش

شارب الخمر کیف لا یسکر، صاحب الحشر کیف لا ینعش

زان دمی کو دمید در عالم گشت پرگل ز قاف تا قافش

مسکن الروح حول عزته، مسکن لیس فیه یستوحش

اندرآید سپهر تا زانو چو کشد بوی مشک از نافش

من اتاه الی الخلود اتی، و انتهی من مکانه المرعش

جان برید از جهان و عذرش این کالفتی یافتم ز ایلافش