مکتوبات نشان‌دار مکتوبات نشان‌دار

زهی سرگشته در عالم سر و سامان که من دارم، زهی در راه عشق تو دل بریان که من دارم

زمان متوسط مطالعه (دو ثانیه برای هر کلمه): 1.1 دقیقه

زهی سرگشته در عالم سر و سامان که من دارم، زهی در راهِ عشقِ تو دلِ بریان که من دارم

وگر در راهِ بازارِ غمِ عشقت خریدارم به صد جان‌ها بنفروشم ز عشقت آنچِ من دارم

1 هفته قبل

چون همه عشق روی تست جمله رضای نفس ما، کفر شدست لاجرم ترک هوای نفس ما

زمان متوسط مطالعه (دو ثانیه برای هر کلمه): 4.2 دقیقه

چون همه عشقِ روی توست جمله رضای نفسِ ما کفر شده‌ست لاجرم ترکِ هوای نفسِ ما

چونکِ به عشق زنده شد قصدِ غزاش چون کنم، غمزۀ خونی تو شد حجّ و غزای نفسِ ما

نیست ز نفسِ ما مگر نقش و نشانِ سایه‌ای، چون به خمِ دو زلفِ توست مسکن و جایِ نفسِ ما

عشقْ فروخت آتشی کآبِ […]

1 ماه قبل

عقل گوید که من او را به زبان بفْریبم، عشق گوید تو خمش باش به جان بفریبم

زمان متوسط مطالعه (دو ثانیه برای هر کلمه): 7.7 دقیقه

عقل گوید که من او را به زبان بفْریبم، عشق گوید تو خمش باش به جان بفریبم

جان به دل گوید رُو بر من و بر خویش مخند، چیست کو را نبوَد تاش بدان بفریبم

نیست غمگین و پراندیشه و بی‌هوشی جوی تا من او را به مِی و رطلِ گران بفریبم

ناوکِ غمزهٔ او را به کمان […]

1 سال قبل

همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد، همه شب دیده من بر فلک استاره شمرد

زمان متوسط مطالعه (دو ثانیه برای هر کلمه): 6.2 دقیقه

همه خفتند و منِ دلشده را خواب نبرد، همه شب دیدۀ من بر فلک استاره شمرد

خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید، خوابِ من زهرِ فراقِ تو بنوشید و بمرد

چه شود گر ز ملاقات دوایی سازی خسته‌ای را که دل و دیده به دستِ تو سپرد

نَه، به یک بار نشاید درِ احسان بستن، صافی […]

2 سال قبل

چرا منکر شدی ای میر کوران، نمی‌گویم که مجنون را مشوران

زمان متوسط مطالعه (دو ثانیه برای هر کلمه): 3.1 دقیقه

چرا منکر شدی ای میرِ کوران، نمی‌گویم که مجنون را مشوران

تو می گویی که بنْما غیبیان را، سِتیران را چه نسبت با سُتوران

در این دریا چه کشتیّ و چه تخته در این بخشش چه نزدیکان چه دوران

عدم دریاست وین عالم یکی کف، سلیمانی‌ست وین خلقان چو موران

ز جوشِ بحر آید کف به هستی، دو پاره […]

2 سال قبل

از مرگ چه اندیشی چون جانِ بقا داری، در گور کجا گنجی چون نور خدا داری

زمان متوسط مطالعه (دو ثانیه برای هر کلمه): 3.5 دقیقه

از مرگ چه اندیشی چون جانِ بقا داری، در گور کجا گُنجی چون نورِ خدا داری

خوش باش کز آن گوهر عالم همه شد چون زر، مانندهٔ آن دلبر بنْما که کجا داری

در عشق نشسته تن در عشرتِ تا گردن، تو روی ترُش با من ای خواجه چرا داری

در عالمِ بی ‌رنگی مستی بوَد و شنگی، […]

2 سال قبل