مکتوبات نشان‌دار مکتوبات نشان‌دار

عاشق آن قند تو جان شکرخای ماست، سایه زلفین تو در دو جهان جای ماست

زمان متوسط مطالعه (دو ثانیه برای هر کلمه): 6.8 دقیقه

عاشقِ آن قندِ تو جانِ شکرخای ماست سایۀ زلفینِ تو در دو جهان جای ماست

از قد و بالای اوست عشق که بالا گرفت وآنکِ بشد غرقِ عشق قامت و بالای ماست

هر گلِ سرخی که هست از مددِ خونِ ماست هر گلِ زردی که رُست رسته ز صفرای ماست

هر چه تصوّر کنی خواجه که همتاش نیست […]

زهی سرگشته در عالم سر و سامان که من دارم، زهی در راه عشق تو دل بریان که من دارم

زمان متوسط مطالعه (دو ثانیه برای هر کلمه): 1.1 دقیقه

زهی سرگشته در عالم سر و سامان که من دارم، زهی در راهِ عشقِ تو دلِ بریان که من دارم

وگر در راهِ بازارِ غمِ عشقت خریدارم به صد جان‌ها بنفروشم ز عشقت آنچِ من دارم

چون همه عشق روی تست جمله رضای نفس ما، کفر شدست لاجرم ترک هوای نفس ما

زمان متوسط مطالعه (دو ثانیه برای هر کلمه): 4.2 دقیقه

چون همه عشقِ روی توست جمله رضای نفسِ ما کفر شده‌ست لاجرم ترکِ هوای نفسِ ما

چونکِ به عشق زنده شد قصدِ غزاش چون کنم، غمزۀ خونی تو شد حجّ و غزای نفسِ ما

نیست ز نفسِ ما مگر نقش و نشانِ سایه‌ای، چون به خمِ دو زلفِ توست مسکن و جایِ نفسِ ما

عشقْ فروخت آتشی کآبِ […]

گرم در گفتار آمد آن صنم، این الفرار، بانگ خیزا خیز آمد در عدم، این الفرار

زمان متوسط مطالعه (دو ثانیه برای هر کلمه): 5.0 دقیقه

گرم در گفتار آمد آن صنم، این الفرار، بانگِ خیزا خیز آمد در عدم، این الفرار

صد هزاران شعله بر در، صد هزاران مشعله، کیست بر در، کیست بر در، هم منم این، الفرار

از درون نی آن منم گویان که بر در کیست آن، هم منم بر در که حلقه می‌زنم، این الفرار

هر که پندارد دو […]

میانِ باغ گلِ سرخ ‌های و هو دارد، که بو کنید دهان مرا چه بو دارد

زمان متوسط مطالعه (دو ثانیه برای هر کلمه): 6.1 دقیقه

میان باغ گلِ سرخْ ‌های و هو دارد که بو کنید دهانِ مرا چه بو دارد

به باغْ خود همه مستند لیک نی چون گلْ که هر یکی به قدح خورد و او سبو دارد

چو سال سالِ نشاط است و روز روزِ طرب خُنُک مرا و کسی را که عیشْ خو دارد

چرا مقیم نباشد چو ما […]

دوش خوابی دیده‌ام، خود عاشقان را خواب کو، کاندرون کعبه می‌جستم که آن محراب کو

زمان متوسط مطالعه (دو ثانیه برای هر کلمه): 10.7 دقیقه

دوش خوابی دیده‌ام خودْ عاشقان را خواب کو کاندرونِ کعبه می‌جستم که آن محراب کو

کعبهٔ جان‌ها نه آن کعبه که چون آن جا رسی در شبِ تاریک گویی شمع یا مهتاب کو

بلکِ بنیادش ز نوری کز شعاع جان تو نور گیرد جمله عالم لیک جان را تاب کو

خانقاهش جمله از نور است فرشش علم و […]